نیایش

تو عشق منی

سلام و صد سلام . من بالاخره اومدم اون هم بعد از دو ماه و نیم . از اواسط اسفند که خانه تکانی اساسی داشتم  و کلی خودم را خسته کردم .پانزده روز عید که مسافر داشتیم و از همه مهمتر این که کپلک عزیز هم به جمع ما اضافه شده بود و من سراسر شور بودم و عشق .گرچه عید امسال بی معرفتی بعضی ها دلمون را سوزانده بود و پکر بودیم!! ولی به خاطر وجود دختر گلم خوشحال بودم. و از بعد از عید هم که فقط داشتم می دویدم و همش کلاس تقویتی برای شاگردها تا همین دیروز که بالاخره تمام شد. حالا بهم حق دادید که چرا نیامدم ؟

و اما ...فکر کنم بالاخره اسم دخملکمون را انتخاب کردیم ولی خدا میدونه که آیا این اسم نصیبش میشه یا اسم دیگه ای ؟ فعلا تصمیم داریم اسمش را حلما بذاریم تا هم یادمون باشه که با حلم و صبر همه چیز حل میشه و هم اینکه ان شاءالله خودش حلیم و صبور باشد.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٢۸ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ توسط نیایش نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت