نیایش

تو عشق منی

امروز یک سال گذشت و من چه ناباورانه به گذر عمر می اندیشم و چه غافل و بی خبر روزهایم را طی می کنم.

امروز یک سال از درگذشت مسعود می گذرد و دخترش یک سال بزرگتر و مادر و  پدرش یک سال پیرتر شده اند...

امروز فهمیدم که می توان به رفتن ادامه داد خیلی بعد از آن که تصور می کنی دیگر نمی توانی...امروز فهمیدم که اندوه بر بال زمان پرواز می کند و دور می شود...امروز فهمیدم که دریا با موجهایش زنده است و مسافر با رفتنش و ماندن سهم هیچ مسافری نیست... برای شادی روح آن سفر کرده صلوات

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٤ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت