نیایش

تو عشق منی

گاهی اوقات شنیدن یک خبر غیر مترقبه و غیرقابل باور چنان ضربه ای به روحت میزنه که شوک آن تا مدتها در روحت باقی میماند.

و من دیشب با شنیدن خبری سخت و باور نکردنی اشک تو چشمهام حلقه زد و بعد هم یهو سرازیر شد. و بغضی محکم بیخ گلوم رو گرفت و دلم چنان آشوب شد که بی اختیار آهی از ته دل کشیدم و برای هضم آن به گذر زمان نیاز دارم . از دیشب تا حالا حتی توی خواب هم یک لحظه آروم نگرفته ام.

دلم میخواد خدا منو محکم تو بغل بگیره و بهم بگه که این شیطون بیرحم را شیطاناین موجود وسوسه گر را شیطاناین اغوا کننده انسان راشیطانفقط من میشناسم و بس!

دلم میخواد باز هم بهم بگه من که از شر شیطان شما را آگاه کردم پس چرا باور ندارید که او میتواند بهترین ها را نیز از راه به در کند چه خواسته یک جوان ضعیف النفس را!

و من باز هم به خدا پناه میبرم از شر شیطان وسوسه کنندهافسوس

و برای هدایت جوانانمان به سوی راه درست و دوری آنها از شیطان و هواهای نفسانی باز هم دعا میکنم .

خدایا کمک کن تا مشکل پیش آمده برای یک جوان به خیر و خوشی حل شود .خدایا مواظب او وتمام جوانان ساده این مرز و بوم باش.خدایا به بزرگترانمان کمک کن تا تصمیم درستی بگیرند. خدایا به همه ما صبر عنایت فرما.

نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٢۸ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط نیایش نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت