نیایش

تو عشق منی

مامان عزیز و مهربون خیلی دوستتون دارم. هیچ چیز دیگه ای نمیتونم بگم .       

 

میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س) مبارک باد.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٥ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ توسط نیایش نظرات () |

خبر آمد که ز معشوق خبر می آید

ره گشایید که یارم ز سفر می آید

سلام کوچولوی مامان و بابا .خوبی خانمی ؟ خسته که نشدی؟ اگه بدونی دلم چطور داره تاپ تاپ میکنه؟ برای دیدن تو نازم . انشاالله ما بزودی زود همدیگه را می بینیم. و قول میدم که همیشه با هم می مونیم اگه خدا بخواد.

امروز انتخابات ریاست جمهوری بود و ما رفتیم به دکتر احمدی نژاد رای دادیم.البته چون خیلی شلوغ بود مجبور شدیم بخاطر بابایی از بقیه عذر خواهی کنیم و خارج از نوبت رای بدیم . آخه بابایی نمیتونست خیلی روی پا بایسته.خدا کنه هر کسی که رییس جمهور میشه بتونه یک گوشه ای از زحمت های بی منت عزیزانی مثل بابای گل تو را قدر بدونه وبه اسلام و ارزشهااهمیت بده.

عزیزکم یک دیگه هم منتظرت میمونیم تا انشاالله ببینیمت . میدونی خیلی دوستت داریم.  

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٢ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

چنان که گدا عاشق کریم است کریم هم عاشق گداست.

اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید.

پس پیشانی صدق و اخلاص بر درگاه دوست بگذاریم و تنها از صمیم دل بگوییم که    آمده ایم.اگر پرسیدند :اینجا چرا آمده ای؟بگو به کجا روم ؟به کدام در رو کنم؟اگر گفتند تا به حال کجا بودی؟بگو راه را گم کرده بودم.آخر اگر گم نمی شدم که شما را پیدا       نمی کردم. اگر پرسیدند چه آورده ای؟ بگو دل شکسته.!

اگر گفتند گناهکاری بگو شنیده ام که شما غفارید. درثانی من که فرشته نیستم. آدمیزادم. اگر گفتند این حرفها را از کجا یاد گرفته ای؟ بگو:

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود

این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

الهی آفریدی رایگان روزی دادی رایگان پس بیامرز رایگان که تو پروردگاری نه بازرگان

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٥ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

بالاخره یک مرد شجاع و دلسوز آمد و همه چیز را گفت و به پچ پچ های چندین سال مردم پاسخ گفت و همه را راحت کرد . گرچه بعضی ها را هم ناراحت کرد و حرفهای این مرد به مذاقشان خوش نیامد. بالاخره منظور از ( م ه )  و آقای( ک)و (ف ه)و خیلی حروف دیگه و اسمهای مستعار و کوتاه شده مشخص شد .بالاخره مفسدان اقتصادی به اسم رسوا شدند.و گرچه متاسف شدیم که چرا ؟؟ولی یک جورایی هم دلمون خنک شد.و به جسارت رییس جمهورمان آفرین گفتیم.    راستی کلوچه من تو چطوری ؟ می بینی قراره وارد چه دنیایی بشی.دنیایی که خیلی ها را بازیچه خودش کرده .و دنیایی که آدم بداش از آدم خوباش بدشون میاد .دنیایی که اگه کسی حرف حق بزنه ناحق گوها بهشون بر میخوره .ولی تو کاری به این کارا نداشته باش و بیا تا کانون خانه ما را گرم تر کنی.منتظر ورودت می مانیم .دوستت داریم.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٤ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

سلام عزیزکم. دلم برات تنگ شده اون هم نه یه ذره که یه عالمه.من فقط یک ماه دیگه صبر می کنم و از خدای مهربون می خواهم که تو رو صحیح و سالم تو بغل من بذاره و من با همه وجودم تو رو احساس کنم و دق دلی این مدت رو در آرم.تو هم از خدا بخواه که هم خودت و هم خاله مامانی را سالم نگه داره.راستی یه خبر خوب . پریشب تخت و کمدت و کتابخانه و دراورت رو نصب کردیم اینقدر خوشگله .مبارکت باشه عزیزکم. امروز هم قراره خاله ها و زن دایی بیان اینجا و اتاق نازت رو ببیند. یه خبر خوب دیگه . سعید آقا از ترکیه برات یه کالسکه mothercareخریده که فکر کنم خیلی قشنگه اون هم مبارکت باشه. ان شاء الله به سلامتی بیای و ازشون استفاده کنی و من و بابایی هی ذوقت کنیم و از خدا به خاطر تو تشکر کنیم. دوستت داریم و منتظرت می مونیم. 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱٢ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ توسط نیایش نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت