نیایش

تو عشق منی

پنج شنبه دوم آبان هشتاد وهفت گذشت و من ...        

یک شنبه پنجم آبان همون سال هم گذشت و او ...

و چهارشنبه هشتم همون ماه و همون سال  او را به خدا سپردم...

خدایا انگار در یک خواب قشنگ هستم ...نمی دونم کی از این خواب بیدار میشم ولی امیدوارم مرداد سال آینده با لبی خندون و دلی سرشار از امید به زندگی از این خواب ناز  بیدار شم و در مقابلم همه الطاف تو رو ببینم. آخه سالهاست که منتظر بوده ام.

خدایا بخاطر بارون دیشب ممنون . باران رحمتت را از ما دریغ نکن. دوستت دارم.

نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/٩ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

در امتحانات الهی حکمتی نهفته است . روزی مصلحتش را خواهم فهمید. او فقط می خواهد که به او اعتماد کنم. پس با ایمانم قدم برمیدارم نه با چشمانم. خدایا من به تو و قانون عدالت تو توکل می کنم و به تو اعتماد میکنم تا آرام جان گیرم. انتظار میکشم که اتفاق خوبی بیفتد.و در آن صورت ای مهربانترین مهربانان مهربانی ات را چطور می توانم جبران کنم؟خدایم راهی نمی بینم آینده پنهان است اما باکی به دل ندارم همین کافی است که تو همه چیز را می بینی و من تو را . خداوندا تقدیرم را زیبا بنویس کمک کن آنچه را تو زود می خواهی من دیر نخواهم و آنچه را تو دیر می خواهی من زود نخواهم.

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/٤ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ توسط نیایش نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت