نیایش

تو عشق منی

وقتی دلم پر میزنه تو صحن بین الحرمین 

                                          روی لبم گل میکنه یا کاشف الکرب الحسین  

چقدر شادم خندهچه صبح خوبی مگه میشه خوب نباشه من که لیاقت رسیدن حضوری خدمتشون رو ندارم تو خواب هم برام کافیه. اولین بار بود که ضریح امام حسین رو تو خواب می دیدم .خیلی قشنگ بود خیلی باحال بود صبح که از خواب بیدار شدم خودم هم باورم نمیشد که این خواب رو دیدم آخه من روسیاه که لیاقت دیدن اونها رو ندارم حتی تو خواب    قبلا چند بار خواب دیده بودم که تو راه سفر زیارتی هستم ولی هیچوقت نمی رسیدم حرم رو نمی دیدم و صبح که بیدار می شدم حالم گرفته بود افسوسچرا نباید منو به حرم راه بدهند؟ ولی دیشب چه شب خوبی بود خدایا قسمتم کن که در بیداری و با معرفت خدمت حضرت برسم  خدایا من غیر از تو و خوبانت به هیچ کس دیگه ای نمی تونم اعتماد کنم پس شما هم هوامو داشته باشید قول میدم دختر خوبی باشم.

نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/۳٠ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ توسط نیایش نظرات () |

خدایا چرا هر وقت دلم میگیره میام سراغت؟چرا هر وقت باهات کار دارم هی صدات میزنم ؟چرا همیشه و مدام دورت نمیگردم ؟ چرا من اینقدر بی معرفتم که خدایی به خوبی تو دارم و گاهی ازت غافل میشم ؟ خدایا شیطون را بر من مسلط نکن تا هر کاری که میخواد بکنه .خدایا من قدرت مقابله با اون رو ندارم .خدایا خودت از حالم خبر داری این روزا بیشتر از هر وقت دیگه بهت محتاجم . خدایا آرامش بریز تو قلبم . کمکم کن تا این مرحله سخت رو به خیر و خوشی بگذرونم .توقعم خیلی زیاد شده ولی غیر تو کسی نمیتونه آرومم کنه .خدایا به من٠ به او ٠به ما ٠کمک کن .خدایا کارهامون رو سپردیم به تو .اگه خیر و صلاحمونه خودت درستش کن .خدایا این بنده بد پر توقعت رو ببخش غیر تو کسی رو نداره.خدایا مگذار دعا کنم که مرا از دشواری ها و خطرهای زندگی مصون داری بلکه دعا کنم در رویارویی با آنها شجاع و بی باک باشم .خدایا دوستت دارم.

نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٢٩ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

سلام خدا جون .                                                                                           دلم رو به تو گرم کرده ام و منتظر .                                                                  خدایا هیچ طلبی ازت ندارم بلکه همه زندگیم  بدهکارت بوده ام.                          خدایا منو بخاطر لحظاتی که بهت شکایت زندگی رو کردم ببخش .                        خدایا گناهکارم و نا سپاس اما امیدوار به لطف و رحمتت.                                    بارالها ذهنم پریشونه و قلبم بی قرار                                                                    افکارم شوریده اند و درمانده ام اما امیدوار به محبتت                                                 پس رشته زندگیم رو به تو می سپارم .                                                       دوستت دارم .     

 الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه العین ابدا 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٢٩ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ توسط نیایش نظرات () |

نمی خوام دل اونهایی رو که خواهر ندارند بسوزونم .ولی بی خواهری درد بزرگیه . کسی که خواهر نداره خیلی چیزا کم داره. و من شاکر خدا هستم به خاطر این که به من خواهرهای مهربونی داده که خیلی هم دوستشون دارم.و از خدا میخوام که همیشه سالم باشند.(البته شایان ذکر است که دو تا برادر خوب هم دارم که اونها رو هم خیلی دوست دارم .)و اما ... داشتم میگفتم که داشتن خواهر خوب از نعمت های الهی است.و امروز من به وجود یکی از اون خواهرام افتخار میکنم نه به خاطر اینکه قراره یه کار خیلی مهم برام انجام بده بلکه به خاطر اینکه اینقدر دلش بزرگه که راضی شده خاله مامانی بشه واسه کپلکم...نمیدونم چطور میتونم این لطف و محبت خودش و همسرش رو جبران کنم ؟ ولی همینقدر میدونم که کمترین وشاید تنهاترین کاری که از دستم میاد دعای خیر است در حق خودش و شوهر خوبش و دو تا دختر گلش. شاید دعاهام گیرا بشه . دعا میکنم ّّپر تپش باشه دلی که خون به رگهای تنمون داد. دوستت دارم و از اینکه باعث زحمتت شده ام منو حلال کن .برامون دعا کنید که دلمون شاد بشه.

نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٢۳ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

شما هم مثل من فکر می کنید؟اینکه هیچ دوتایی مثل هم نیستند حتی دو تا برادر تو یه خونه؟چی میشه که اینقدر افکار وعقاید و سلیقه ها و حرفها و عمل ها متفاوتند؟ البته همه اینها از لطف و بزرگی خداست. آخه اگه همه قرار بود مثل هم باشند که دیگه زندگی مزه نداشت . خوبها و بدها هم مشخص نمی شدند.لطف زندگی هم به همین تفاوت هاست. فقط همیشه باید شاکر خدا بود که بهترین ها را نصیب ما میکنه .یکی از آن بهترین ها هم همسر خوب منه و من خوشحالم که او بعضی از اخلاق های بد بقیه را نداره و مرامش خیلی مردونه است.چشمکالبته همش که نه ولی یه کمی هم بابت زن خوبشه که اون هم خوبه ... مگه نه ؟...فرشته

نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/۱٩ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

خسته ام. خیلی فکرم مشغوله.نمیدونم کاری رو که میخوایم انجام بدیم درسته یا نه؟بین حالت خوف و رجا هستم .همه چی رو دادم دست خدا.نمیدونم چطور میشه؟ولی امیدوارم آخرش خوش باشه.گرجه باعث زحمت برای بقیه میشم ولی قول میدم در ازای آن فقط بهشون دعا کنم. خدایا کمکمون کن . به همه مون .خدایا آروممون کن .خدایا اگه تو مواظبمون نباشی می ترکیم. اگه تو آرامش بهمون ندی منفجر میشیم.از استرس -از ترس - از آینده - از حرفها و حدیث ها - از مردم -خدایا قسمت میدم آرامش بریز تو قلبمون .اگه این راهشه خودت هموارش کن . خدایا فردا کمکش کن . آرامشش بده. خدایا دوستت داریم .

نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/۱۱ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ توسط نیایش نظرات () |

قالب جدید وبلاگ پيجك دات نت